الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

38

شرح كفاية الأصول

1 - اضافهء « سعه » به « ما لا يعلمون » ( . . . فى سعة ما لا يعلمون ) : در اين صورت « ما » موصوله است و معناى روايت اين‌گونه است كه : مردم نسبت به آنچه نمىدانند ، در سعه و راحتىاند ( مردم در سعهء آن چيزى هستند كه نمىدانند ) 2 - عدم اضافه ( . . . فى سعة ما لا يعلمون ) : در اين صورت « ما » مصدريّهء ظرفيّه است و معناى روايت اين‌گونه مىباشد : مردم در سعه و راحتىاند تا وقتى كه نمىدانند ( مثلا تا وقتى كه نمىدانند اين كار واجب است يا نه ، آزادند ) . در درهرصورت اين روايت شامل تمام شبهات موضوعيّه و حكميّه ( اعمّ از وجوبيّه و تحريميّه ) مىشود . بنابراين مردم در موارد مشكوك الحرمة و الوجوب ، آزاد و راحت هستند . و من الواضح . . . تا اينجا معلوم شد مردم نسبت به چيزى كه حكمش معلوم نمىباشد ، در سعه و راحتىاند . اكنون مصنّف مىفرمايد : اگر احتياط در اين موارد ، به مقتضاى ادلّه‌اى كه مىآيد ( مانند : قف عند الشبهة ) واجب باشد ، ديگر مردم در سعه نمىباشند ، بلكه در ضيق خواهند بود . بنابراين بين ادلّه احتياط و اين روايت ، تعارض مىباشد ، زيرا اخبار احتياط ، بر ضيق ، و اين خبر بر سعه دلالت دارد . لا يقال . . . مصنف با اين عبارت ، به اشكال بر تعارض ، و جواب از آن اشاره مىكند . اشكال - در مورد روايت ، تعارض وجود ندارد ، بلكه دليل دالّ بر وجوب احتياط ، حاكم يا وارد بر دليل « الناس . . . » است ، زيرا به واسطه ادلّه‌اى كه بر وجوب احتياط قائم شده ، نسبت به آنچه كه مشكوك است ، علم به وجوب احتياط ، پيدا مىشود و دليل « الناس . . . » آن مورد را شامل نيست ، چون دليل « الناس » مىگويد تا وقتى كه نمىدانى و